رابطه با رئیس و تأثیر آن بر افزایش حقوق؛ سود کوتاهمدت، ضرر بلندمدت
رابطهای جذاب اما پرهزینه

رابطه میان کارمند و مدیر مستقیم، یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین موضوعات رفتار سازمانی است. اگرچه این روابط در محیطهای کاری مدرن بیشتر دیده میشوند، اما دادههای معتبر نشان میدهد پیامدهای مالی و شغلی آن، بسیار فراتر از تصور اولیه افراد است. مجله The Economist در گزارشی در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که «رابطه با رئیس» معمولاً با سودهای کوتاهمدت همراه است. اما در بلندمدت میتواند به یکی از پرهزینهترین تصمیمهای حرفهای تبدیل شود. در این مقاله از پایگاه اطلاعرسانی صنعت، علاوه بر تحلیل گزارش اکونومیست، به یافتههای چند مطالعهٔ آکادمیک در حوزهٔ رفتار سازمانی و منابع انسانی نیز اشاره میکنیم تا تصویر کاملتری از این مسئله ارائه شود.
افزایش حقوق در ابتدای رابطه؛ یافته اصلی اکونومیست
رابطه احساسی در محیط کار، بر اساس دادههای منتشرشده توسط اکونومیست بسیار پرهزینه است (The Cost Of Dating your Boss):
بسیاری از کارکنانی که با مدیر مستقیم خود وارد رابطه میشوند، در چند ماه نخست رابطه افزایش حقوق یا ترفیع دریافت میکنند.
این افزایش حقوق در ظاهر به «بهبود عملکرد» نسبت داده میشود، اما تحلیلهای آماری نشان میدهد رابطه احساسی عامل اصلی این رشد اولیه است، نه بهرهوری واقعی.
این الگو کاملاً با مفهوم Favoritism Bias در روانشناسی مدیریت مطابقت دارد؛ یعنی مدیران ممکن است—بیآنکه متوجه باشند—به کارمند مورد علاقه خود امتیازات بیشتری بدهند.
سقوط مالی پس از پایان رابطه: مهمترین هشدار

بهنوشتهٔ اکونومیست، بزرگترین پیامد رابطه با رئیس، زمانی رخ میدهد که رابطه پایان میپذیرد:
🔻 میانگین کاهش درآمد پس از پایان رابطه: ۱۸٪
این افت درآمد میتواند از چند مسیر اتفاق بیفتد:
حذف امتیازهای غیررسمی دوره رابطه
کاهش ارزیابی عملکرد
محرومیت از پروژههای کلیدی
توقف ترفیع شغلی
فاصله گرفتن مدیر و قطع حمایتهای قبلی
حتی استعفا یا ترک سازمان
این یافتهها با دادههای چند پژوهش تخصصی نیز همخوان است. در ادامه برخی پژوهشهای علمی مرتبط با رابطه با رئیس و Favoritism Bias را در جدول آوردهایم.
دادههای اکونومیست درباره «رابطه با رئیس» و پیامدهای مالی و شغلی آن، با نتایج چند مطالعه معتبر دانشگاهی نیز همخوان است. جدول زیر خلاصه مهمترین این پژوهشها را نشان میدهد:
| عنوان پژوهش | یافته کلیدی | لینک |
|---|---|---|
| Workplace romance and sexual favoritism in the #MeToo workplace | این پژوهش رابطه میان «رومانس در محل کار» و «جانبداری جنسی» را بررسی میکند و نشان میدهد روابط مدیر–کارمند میتواند باعث تبعیض، بیعدالتی و ریسکهای حقوقی شود. | لینک مقاله |
| Relationship between workplace romance, job involvement, and work effort | نتایج نشان میدهد روابط عاشقانه کنترلنشده میتواند عدالت ادراکشده، تمرکز تیمی و همکاری سازمانی را کاهش دهد و بر عملکرد کارکنان اثر منفی بگذارد. | لینک پژوهش |
| Romance in the Workplace: Analysis of Justice Perception | این مطالعه نشان میدهد کارکنان روابط عاشقانه مدیر–کارمند را معادل «جانبداری» تفسیر میکنند، که باعث کاهش اعتماد سازمانی و رضایت شغلی میشود. | لینک مقاله |
| مدل چالشها و فرصتهای روابط عاشقانه در محیط کار (مقاله فارسی) | این پژوهش ایرانی نشان میدهد روابط کاری میتواند به کاهش بهرهوری، افزایش تنش، و آسیب به سرمایه اجتماعی سازمان منجر شود — کاملاً مشابه یافتههای اکونومیست. | دانلود مقاله |
مجموع این پژوهشها تأیید میکند که رابطه با رئیس تنها یک موضوع عاطفی نیست؛ بلکه تصمیمی است با پیامدهای قابل اندازهگیری بر حقوق، ترفیع، عدالت سازمانی، و سلامت فرهنگ محیط کار — همان چیزی که گزارش اکونومیست نیز بر آن تأکید میکند.
نابرابری قدرت؛ دلیل اصلی آسیبپذیری کارمند
یکی از مفاهیم مهم در دانشگاههای مدیریت، «Power Imbalance in Workplace Relationships» است. وقتی یکی از طرفین قدرت رسمی (مدیر) دارد و دیگری قدرت کمتر (کارمند)، رابطه عملاً ناهمسطح است. یک مقاله معروف در Journal of Organizational Behavior نشان میدهد:
در روابط نابرابر، خواستهها، انتظارات، و امتیازهای شغلی معمولاً توسط فرد صاحب قدرت تنظیم میشود.
در صورت پایان رابطه، فرد کمقدرتتر (کارمند) هزینه معنوی و مالی بیشتری میپردازد.
بنابراین تلقی رایج که «رابطه با رئیس راه میانبری برای پیشرفت است» در واقع یک تصور کوتاهنگرانه است.
تبعیض جنسیتی در پیامدها؛ دادهای که کمتر دربارهاش صحبت میشود
اکونومیست به دادهٔ جالبی از فنلاند اشاره میکند:
وقتی مردان با مدیر زن رابطه دارند، افزایش حقوق آنها بیشتر است.
اما زنان که با مدیر مرد وارد رابطه شدهاند، پس از پایان رابطه افت شدیدتر درآمد را تجربه میکنند.
این الگو توسط دو پژوهش مهم دیگر نیز تأیید شده است:
۱) پژوهش دانشگاه Illinois (2022)
نتیجه: زنان پس از رابطهٔ محیط کار در معرض «افول اعتبار حرفهای» بیشتری هستند. (منبع)
۲) مطالعهٔ «Intimate but Not Intimate» (۲۰۲۳) — بررسی خطرات پنهان روابط عاشقانه در محیط کار
مطالعهٔ سال ۲۰۲۳ نشان میدهد که زنان در روابط عاشقانه محیط کار بیش از مردان در معرض طرد اجتماعی (Ostracism) و قضاوتهای منفی از سوی همکاران قرار میگیرند. حتی زمانی که هیچ نشانهای از دریافت امتیاز یا جانبداری شغلی وجود ندارد، همکاران بیشتر رفتار زنان را زیر ذرهبین میبرند و احتمال دارد آنها را کمتر حرفهای یا کمتر شایسته تلقی کنند.
این فشار اجتماعی نهتنها باعث کاهش احساس امنیت شغلی میشود، بلکه ریسک دیگری نیز ایجاد میکند: افزایش احتمال «خرابکاری دانشی» (Knowledge Sabotage). طبق این مطالعه، برخی همکاران ممکن است از انتقال دانش، همکاری مؤثر یا ارائه اطلاعات کلیدی به زنان درگیر رابطه خودداری کنند؛ رفتاری که مستقیماً بر مسیر شغلی و عملکرد آنها تأثیر منفی میگذارد.
به بیان سادهتر، یافتههای ۲۰۲۳ نشان میدهد زنان در روابط عاشقانه محیط کار تنها با پیامدهای عاطفی یا اخلاقی مواجه نمیشوند؛ بلکه بیشتر از مردان در معرض طرد، حذف تدریجی از جریان کار، و آسیب جدی به سرمایه شغلی قرار میگیرند. (منبع)

تأثیرات فرهنگی و سازمانی: از اعتماد تا کارایی
حتی اگر رابطه مثبت باشد، محیط کار از آن آسیب میبیند. پژوهش SHRM (انجمن مدیریت منابع انسانی آمریکا) نشان میدهد:
۴۱٪ کارکنان در سازمانها احساس میکنند رابطه کارمند–مدیر «توزیع عادلانه فرصتها» را مختل میکند.
۶۰٪ معتقدند چنین روابطی باعث «افت اعتماد در تیم» میشود.
۱ در هر ۳ سازمانی که رابطه مدیر–کارمند در آن رخ داده، پس از مدتی دچار افت همکاری گروهی (Team Cohesion) شده است.
این اثرات فراتر از دو نفر است؛ کل سازمان را تحت تأثیر قرار میدهد.
شرایط ایران: چرا حساستر است؟
در ایران، ساختار بسیاری از شرکتها:
سلسلهمراتبیتر
غیررسمیتر
خانوادگیتر
مبتنی بر رابطه انسانی نزدیکتر
است. این موضوع باعث میشود:
رابطه با رئیس بیشتر در معرض دید باشد
حاشیه و گمانهزنی سریعتر شکل بگیرد
اثرات فرهنگی و اخلاقی بسیار شدیدتر باشد
آینده شغلی فرد حتی خارج از آن سازمان هم تحت تأثیر قرار گیرد
بهخصوص در صنعتهای کوچک و متوسط، «اعتبار حرفهای» مهمترین دارایی فرد است و یک رابطه احساسی میتواند این اعتبار را دچار خدشه کند.
توصیههای علمی برای کارکنان
۱) افزایش حقوق را از مسیر حرفهای دنبال کنید
مطالعات مذاکره شغلی نشان میدهد مستندات عملکرد و KPIهای قابل اندازهگیری، بهترین ابزار مذاکره است.
۲) اگر رابطه شکل گرفت، جدایی سازمانی ایجاد کنید
پژوهشهای منابع انسانی میگویند بهترین راهحل:
جابجایی یکی از دو نفر به تیم دیگر برای جلوگیری از تضاد منافع است.
۳) رابطه را با امتیازات شغلی گره نزنید
در آینده علیه شما استفاده میشود.
۴) به پیامدهای بلندمدت فکر کنید
دادهها کاملاً روشن هستند:
سود کوتاهمدت → هزینه سنگین بلندمدت.
توصیههای مدیریتی برای سازمانها
● تدوین سیاست روابط محیط کار (Workplace Romance Policy)
مطالعات HBR نشان داده که داشتن این سیاست، تنشها و شکایات را تا ۴۰٪ کاهش میدهد.
● ممنوعیت رابطه با زیردستان مستقیم
در شرکتهای بینالمللی رایج است و تأثیر چشمگیری بر کاهش تبعیض دارد.
● جداسازی خط گزارشدهی
اگر رابطهای وجود دارد، یکی از طرفین باید به مدیر دیگری گزارش دهد.
● آموزش مدیران درباره Bias در تصمیمگیری
برای کاهش امتیازدهی ناآگاهانه.
یک تصمیم احساسی با پیامدهای خطرناک
تحلیل اکونومیست و پژوهشهای دانشگاهی نشان میدهد که رابطه با رئیس ممکن است در ظاهر:
فرصت
توجه
و حتی افزایش حقوق
به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت معمولاً منجر به:
افت درآمد (تا ۱۸٪)
کاهش اعتبار حرفهای
بیاعتمادی تیمی
تضعیف برند شخصی
میشود.
در دنیای کسبوکار، رابطه با مدیر هیچگاه یک «میانبُر» پایدار نیست. بلکه بیشتر یک چراغ سبز موقتی است که در انتهای مسیر، اغلب به بنبست حرفهای ختم میشود.
